www.heratonline.com


سوال کننده :ساسان

خواستم بدانم که حضرت عمر (رض) چگونه انتخاب شدند به عنوان خلیفه دوم؟

حضرت ابوبکر صدیق خیر و مصلحت مسلمانان را در این دید که خلیفه ای بعد از خود به مردم پیشنهاد کند، و این پیشنهاد او به معنای انتخاب و تعیین خلیفه نبوده بلکه صرفاً یک پیشنهاد ورأی بوده و تصمیم گیری برای انتخاب شخص مورد نظر و بیعت با او یا مخالفت با آن و انتخاب شخص دیگری از آن حق مردم بوده است. زیرا مسولیت خلافت تنها بعد از بیعت و موافقت و انتخاب مسلمانان با اوست که مشروعیت پیدا می کند
عزالدین ابن اثیر مورخ مشهور در کتاب «الکامل فی التاریخ» مطالب مختصر و مفیدی را در مورد پیشنهاد و خلافت حضرت عمر توسط حضرت ابوبکر چنین آورده است! او می گوید: در آخرین روزهای عمر ابوبکر که در بستر بیماری قرار داشت، عبدالرحمن بن عوف را فراخواند و خطاب به او فرمود: «نظرت در مورد عمر بن خطاب چیست؟» گفت: او از تمام کسانی که تو در نظر داری شایسته تر است، اما اندکی سخت گیری در او است
ابوبکر گفت: سخت گیری او بخاطر نرمشی است که در من می بیند، چنانچه زمام امور را به دست او سپرده و خلیفه معین شود، بسیاری از آن سخت گیری ها را کنار می گذارد. من خود عملاً چنین چیزی را در او دیده ام، زیرا هرگاه من به کسی خشمگین شده ام، او مرا به عفو و نرمش با او فرا خواند و هرگاه با کسی به آرامی رفتار می کردم، خواستار قاطعیت با او بود
پس از آن ابوبکر عثمان بن عفان را فراخواند و به او فرمود
نظر تو در مورد عمر بن خطاب چیست؟
عثمان گفت: باطن او از ظاهرش بهتر است و کسی مانند او در میان ما نیست
:ابوبکر به عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف گفت
در این رابطه با هیچ کس سخن نگویید
بعد از آن طلحه بن عبیدالله نزد ابوبکر آمد و گفت: چه گونه عمر بن خطاب را برای جانشینی خود انتخاب کرده ای و خود می بینی که با مردم چگونه رفتار می کند و این در حالی است که تو هنوز زنده ای؟ چه برسد به روزی که او با خود به تنهایی زمام امور مردم را بدست گیرد آن وقت چه خواهد شد، تو داری به ملاقات پروردگارت می روی و قطعاً در مورد مردم از تو سوال خواهد فرمود
ابوبکر گفت: مرا کمک کن بنشینم! پس از آن که نشست خطاب به طلحه گفت: مرا از محاسبه حضور خداوند می ترسانی؟! هرگاه پروردگارم در این مورد از من سوال فرمود: خواهم گفت که برای رهبری مردم بهترین فرد را پیشنهاد کرده ام!
بعد از آن که ابوبکر عثمان بن عفان را به تنهایی فراخواند تا پیشنهاد او را برای کاندیدای عمر خطاب بنویسد!
به عثمان گفت: بنویس
بسم الله الرحمن الرحیم
..... ! اما بعد
ولی ناگهان حضرت ابوبکرصدیق بیهوش شد و نتوانست سخنانش را ادامه بدهد! عثمان از این موضوع نگران شد که نکند ابوبکر قبل از مرگ نتواند نام کاندیدای مورد نظرش را برای خلافت به گوید و در نتیجه دچار چند دستگی شوند
در حالی که ابوبکر بیهوش بود، عثمان بن عفان نوشت
اما بعد: من عمر بن خطاب را برای رهبری شما پیشنهاد می کنم و در این مورد به غیر از خیر و مصلحت شما نظر دیگری ندارم
پس از لحظاتی ابوبکر صدیق به هوش آمد و خطاب به عثمان فرمود: آنچه را نوشته ای بخوان عثمان آنچه را که نوشته بود خواند
ابوبکر پس از گفتن تکبیر خطاب به عثمان گفت: به این دلیل نام عمر را نوشتی که نگران بودی پس از مرگ من مردم دچار چند دستگی شوند؟
عثمان گفت: آری به همین خاطر بود
ابوبکر فرمود: به خاطر اسلام و مسلمانان خداوند تو را پاداشی عطا فرمای
:بعد از آن ابوبکر صدیق برای مردمی که در اطراف او جمع شده بودند، پیشنهاد مکتوب خود را خواند و خطاب به آن فرمود
«من یکی از خویشاوندان خود را برای خلافت پیشنهاد نکرده ام من عمر را پیشنهاد نموده ام (اگر او را به خلافت انتخاب کردید) از او اطاعت کنید سوگند به خداوند در مورد تمام جوانب این نظر خود کوتاهی نکرده ام
باید تذکر داد که چون دین اسلام دین خدایی و در عین حال جهانی به انواع شوراها در صدر اسلام بخاطر تعیین خلیفه متوصل شده تا در آینده مشکلی سر راه مسلمانان در رابطه به تعیین رئیس حکومت از طریق مجالس امروزی، مجلس شورا، پارلمان و ..... عرض وجود نکند


تهیه پاسخ : فاکولته شرعیات هرات


صفحه نخست | صفحه اسلام | صفحه سوالات