|
آغوش
وطن
غ پويان - 18 ثور 1364
تا ز آغوش پر از مهر وطن
دور شدم
خسته و در بدر و بيکس و رنجور شدم
هرکس و ناکس بيگانه زند زخم زبان
داغها بر دل و آغشته ناسور شدم
بي تو اي مادر ميهن چه برم بار حيات
گر حقيقت نگري زنده درين گور شدم
در دل ما نبود جز غم و اندوه فراق
تا که در حلقه هجران تو محصور شدم
در فضاي تو چو سيمرغ هوا بودم و ليک
بال و پر بسته و بازيچه هر مور شدم
بهر پيدا شدن لقمه نان شب و روز
پيش هر ناکس و کس فعله و مزدور شدم
در فراق سرک و کوچه پرگرد وطن
اندرين چاده قيرين بخدا کور شدم
شده آماجگه تير ستم خانه مان
دل صد پاره چو هر خوشه انگور شدم
از جفا و ستم خصم وطن گشت خراب
ليک در تجربه معرکه معمور شدم
|