شکست سکوت
از سيد نورالحق صبا
يارب چسان كشيم ”من“ ناتوان خويش؟
وين تيغ تيز دلهره از استخوان خويش؟
مى ارزد اينكه سر بگذاريم برده وار؟
بهر رضاى قاتل نا مهربان خويش؟
آيا سزد كه خود بسپاريم برهزنان؟
شمشير خويش، نيزه و تير وكمان خويش؟
مى زيبد اينكه مثل گدايان دوره گرد
از ديگران بگريه ستانيم ، نان خويش؟
آيا رواست بهر تسلاى مير شب
دل بركنيم زكشور خورشيد سان خويش؟
نه ناخدا زما ونه ماييم زناخدا
كو همتى كه باز ستانيم سكان خويش؟
هردم به حيلهء دگرى مرز مى كشند
كو ” آرشى “ كه مايه گذارد زجان خويش؟
” فردوسيى“ كجاست كه از سيم بگذرد
مردانه بهر” كاخ بلند“ زبان خويش؟
كو” كاوهء“ كه ”مار بدوشان“ زهيبتش
آن مرا بخيره نگويند زان خويش
كو رستمى وپيلتنى تا كه بگذرد؟
از خويشتن براى خراسا نيان خويش
Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count
.