ترويج فرهنگ هاي ضد اسلامي ، لكهي ننگي بر تارك سرد مداران دموكراسي بخش دوم و پایانی
الحاج محمد ضیا جاهد
با تاسف دیده میشود که رسانه های تصویری در افغانستان، برخی از جنبههای منفی فرهنگ غربی را بسیار ظالمانه به دست نشر میسپارند و اطفال و جوانان را با شیوههای زندگانی غیراسلامی و انسانی آشنا میسازند. آنچه بیشتر جلب توجه می کند. صحبتها و صحنههایی از داشتن رفیق و یا رفیقه و گسیختن از یکی و پیوستن آزادانه به دیگری، و حتا محافل و مجالس شرابنوشی و رقصهای دستهجمعی زنان و مردان است که بیشرمانه به خورد جامعهی مسلمان افغانستان داده میشود.
افغانهای موحد و مومنی که در راه دفاع از دین و آیین خویش، حماسهها آفریدند و قربانیها دادند، امروز در پای تلویزیونهای ابتذالگرا و پخشکنندهی افکار و اندیشههای ضد اسلامی بیگانگان، با خانوادههای خود به تماشا نشستهاند و در کمرنگ شدن ارزشهای اسلامی و افغانی سهم میگیرند.
علامه سید جمالالدین افغانی با درک این موضوع، سالها پیش جهان اسلام را از تهاجم فرهنگی برحذر داشت و آن را خطرناکتر از استعمار نظامی خواند. ندای سید جمالالدین افغانی طی یکصدوهفتاد سال، مسلمانان جهان را از خوابی که باعث رکود و سکوت امت شده است، بیدار نتواست.
کاش امروز آن رادمرد مجاهد و پیشقراول مبارزان ضد استعمارغرب، زنده میبود تا از دیدن اوضاع رقتبار و اسفناک هموطنان خود سخت به حیرت میافتاد و جهاد فرهنگی خود را سر از نو آغاز می کرد و مسلمانان بهخصوص افغانان را به بیداری و هوشمندی فرا میخواند. خداوند متعال میفرماید: برای راست رفتن در راه، اوصاف خداوندی را زیور خود سازید.
و در جای دیگر، خداوند (ج) میفرماید: بشارت ده به آنانی که سخن را بشنوند و از بهترین آن پیروی مینمایند، ایشان کسانی هستند که خداوند(ج) هدایتشان فرموده و ایشان همان خردمنداناند.
روزگار سید جمالالدین افغانی، دوران تهاجم نظامی و فرهنگی ویرانگر استعمار انگلیسها و اروپاییها بر ملتهای مسلمان بود؛ عصرافول عظمت و بزرگی تمدن اسلامی بود. دوران استیلای جهل و خرافات، انحراف از اسلام اصیل، ظلم و بیعدالتی و استبداد زمامداران نوکر و غارتگر، تضعیف شخصیت فکری و تاریخی امت اسلامی و رشد و گسترش استعمار غرب بود.
باید اذعان کرد که امروز، حالت کشورهای مسلمان از آن روزی که سید را متأثر و متألم میساخت، شکنندهتر و ناگوارتر است و این وظیفهی بزرگ رادمردان دلسوز این میهن است که برای بیرونرفت از وضع فعلی، رسالت خود را درک کنند و افکارو اندیشههای سید را زنده نگهدارند و برای تحقق آنها، برزمند.
دیگر علامه و فیلسوفِ آشنا با فرهنگ غربی و شیفتهی آیین و فلسفهی اسلامی، علامه اقبال است که به زدودن جنبههای منفی زندگی غرب و دست یافتن به ارزشهای علمی و تخنیکی آنسوی جهان معتقد بود. او اعلام کرد که تسلیم فرهنگ غرب شدن، نه تنها ذلت و بردگی مسلمان است؛ بلکه از دست دادن آنچه مسلمان دارد و انسانیت بدان محتاج است، میباشد.
علامه اقبال میگوید: اگر روح ایمان و ارزشهای عالی اسلام را در قلب خود پرورش دهیم، بدون شک با آنکه علم و تخنیک پیشرفته و منطق جهان غرب را بگیریم، مانند اروپا و امریکا به بنبست پوچی، سیاهاندیشی، پریشانی ایمان و گمراهی اندیشه دچار نخواهیم شد.
از اینجاست که شعار پوچ ِ نهادینه ساختن آزادی بیان، مانند آزادی و لجامگسیختگی رسانههای تصویری و عرضهی سیدیهای مستهجن، لکهی ننگی است بر پیشانی سردمداران غربگرای دموکراسی قلابی، که هرگز پاک نخواهد شد.
طبع و نشر یکهزار نشریه و ابتذالگرایی سی تلویزیون، نباید از دستاوردهای دههی دموکراسی محسوب شود. ملتی که قرنها فریادش در گلو خفه شده و دانشمندان و مشروطهخواهانش به جرم عدالت و ترقیخواهی با قین و فانه در سلولهای زندان جان باختهاند، با ظهور شرایط نوین، بدون درنگ به نوشتن و گفتن پرداختند.
از جامعهی جهانی بهویژه انگلیسها باید اظهار سپاس کرد که سرانجام به ملت مظلوم، محکوم و محروم افغانستان اجازه داد و این فرصت را میسر ساخت که برای نخستینبار طعم شیرین دموکراسی را بچشند. و اگر حسن نظر غربیها نمیبود، شاید ولسمشر کرزی مانند اسلاف مطلقالعنان و مستبدش، عمل کرده و مخالفان دانشمندش را راهی زندان میکرد.
آنچه در این هیاهوی آزادی بیان، ذلتبار و شرمآور است، اینست که نظام کور و کر ولسمشر، به انتقادات، پیشنهادات و نظریات هیچیک از این رسانههای چاپی و تصویری، وقعی نمیگذارد و چنان میپندارد که مانند اسلاف خودرأی و خودپسندش، از هر نوع عیب و کاستی، مبراست.
ولسمشر جامعالکمالات نه تنها به تبصرهها و انتقادات بسیار تند و تیز رسانهها ارزشی قایل نیست؛ بلکه طی این ده سال، به فیصلهها، تقاضاها و انتقادات شورای قومی و مشرانو جرگهی انتصابی خود هم، اعتنایی نکرده است. به قول شاعر فرهیخته مرحوم رازق فانی:
دارد هزار چراغ و بیراهه میرود بگذار تا بیفتد و ببیند سزای خویش ولسمشر کرزی با آنکه عمری را در امریکا سپری کرده است و با آزادی بیان و مطبوعات در آن کشور، آشنایی کامل دارد، اما مانند اسلافش خود را به کوچهی حسن چپ میزند و در ارگ سلطنتی، مشغول عیش و عشرت است.
او شاید بداند که بزرگترین دستاورد دموکراسی غرب، احترام به نقش رسانهها و پرداختن به نظریات، انتقادات و پیشنهادات ژورنالیستان، متخصصان، کارشناسان، سیاستمداران، اقتصاد دانان و سازمانهای گوناگون است.
در غرب، هرگاهی که یکی از رسانههای چاپی یا تصویری به رازی نهفته یا حقیقت پشت پردهیی دست مییابد و آن را برملا میسازد و یا کارکرد یکی از ارگانهای دولتی یا شخصی را مورد انتقاد قرار میدهد و یا طرحی را برای اصلاح امور و یا پیشنهادی را جهت جلوگیری از بیراهه رفتن حکومت مطرح میکند، بدون درنگ مورد بررسی ادارات مربوط قرار میگیرد و به آن پرداخته میشود.
حال آنکه ادارهی ولسمشر حامد کرزی به نهادینه شدن آزادی رسانههای تصویری و چاپی به نظر کرامت نگاه میکند و چنان میپندارد که نویسندگان خوشباور افغان در یخ مینویسند و در آفتاب میگذارند و یا آنچه در رادیوها و تلویزیونها میلافند، به هوا میرود و ضرری به کاخنشینان و زورمندان ثروتمند وارد کرده نمیتواند.
در حقیقت، در شرایطی که رسانهها و آزادی بیان در سالهای طلایی حیات دموکراتیک مردم افغانستان، نتوانستهاند در جهت بهبود وضع رقتبار و سمت دادن کارکردهای اداره نابهکار ولسمشر حامد کرزی مثمر ثمر واقع شوند، سردادن لاف و گزاف و ادعای دستاورد، بسیار شرمآورو دور از واقعیت است.
این بحران نافرجام دموکراسی قلابی و آلوده به فساد و تقلید کورکورانه از دموکراسی آلوده به فرهنگ غرب، بهوسیلهی شیفتگان آزادیهای افسارگسیختهی غرب، به گونهیی تفسیر و تعمیل میشود که دود از دماغ ملت مجاهد و مومن افغانستان برآورده است.
نفرت و انزجار همهجاگیر در میان علما و آحاد ملت در برابر رسوایی و ابتذالگرایی رسانههای تصویری، انواع فساد، فساد هنری، فساد اداری و فساد اخلاقی، چنان گسترش یافته است که مانع بزرگ در راه پیوستن مخالفان مسلح به پروسهی صلح میشود.
برای آزادی رسانهها در یک کشور اسلامی مانند افغانستان، باید حدود و معیارهایی قایل شد تا حمایت و احترام مردم را سبب شود و در جهت تعلیم و تربیت اطفال و جوانان و اشاعه و پخش ارزشهای عالی اسلامی و انسانی، مصدر خدمات شایان توجهی گردد.
امیدوارم با توجه جدی جناب وزیر حج اوقاف، ادارهی امر به معروف و نهی از منکر در وزارت اطلاعات، رسانههای مشوق بیحیایی و بیحجابی را مهار کند و از نشر صحنههای مستهجن جلوگیری بهعمل آورد. و من الله التوفیق حافظ وظیفهی تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید
منبع : سایت ماندگار
|